تبليغاتX
با سانسور
یه تغییر بزرگ شنبه سیزدهم تیر 1388 8:52

    چهارشنبه و پنجشنبه به اتفاق یکی از دوستان رفتیم به همایش مدیریت تغییر، نوآوری و خلاقیت که در سالن همایشهای صدا و سیما تشکیل شده بود. و چهار نفر از اساتید خارجی این رشته مثل آقای فرانک فرنس و  ... در این همایش سخنرانی کردند.

    جاتون خالی خیلی عالی بود و وقتی برگشتم خونه خیلی تو فکر بودم. خانمم ازم سوال کرد چرا دپرس هستی. گفتم از طرز فکر و نوع زندگی که بهش گرفتار شدیم و فکر هم میکنیم خیلی خوبه. البته از زندگیمون راضی هستیم ولی وقتی میبینی تو این دنیا چه کارا که نمیشه کرد از خودت خجالت میکشی که تو چکار کردی و الان کجایی؟

    خلاصه ذهنم خیلی مشغوله و دارم به یه تغییر بزرگ تو زندگیم فکر میکنم. یه تغییر واقعی. دوست دارم نظر شما دوستانی که به وبلاگ من سر میزنید رو بدونم. حتما در آینده آموخته های خودم از این همایش عالی و پر بارو براتون می نویسم.

فقط نظر یادتون نره. منتظرتون هستم.

نوشته شده توسط علیرضا صادقی  | لینک ثابت |

خس و خاشاک پنجشنبه بیست و هشتم خرداد 1388 11:48
 


آن خس و خاشاک تویی ،پست تر از این خاک تویی

                                    شور منم ، نور منم، عاشق رنجور منم

زور تویی، کور تویی،هاله ی بی نور تویی

                                     دلیر بی باک منم، مالک این خاک منم

نوشته شده توسط علیرضا صادقی  | لینک ثابت |

??????? یکشنبه بیست و چهارم خرداد 1388 8:31
هزاران علامت سوال در مورد انتخابات و شعور مردم و نتیجه انتخابات و عدالت و راستی و پاکی در جمهوری اسلامی که به خق بهترین جواب را به مردم ایران داد. من خودم رابط بین صندوق ها بودم و با خیلی از شهرها در ارتباط بودم. دیروز از شوک وارده سر کار نیو مدم. الان هم گیج گیجم. ولی حتما براتون می نویسم. تمام خستگی این چند سال تو تنمه.
نوشته شده توسط علیرضا صادقی  | لینک ثابت |

موج سبز پنجشنبه بیست و یکم خرداد 1388 10:23
نمی دونم چرا هر چی می نویسم ذخیره نمیشه و هنگ می کنه. یه عکس میزارم خودتون پی ببرین. موفق باشین و پایدار.

  

                                                    

                                                           نظر شما چیه؟             

نوشته شده توسط علیرضا صادقی  | لینک ثابت |

حسنک،کبری،ریزعلی، کوکب خانم کجائید؟ چهارشنبه ششم خرداد 1388 12:16

گاو ما ما مي كرد
گوسفند بع بع مي كرد
سگ واق واق مي كرد
و همه با هم فرياد مي زدند حسنك كجايي
شب شده بود اما حسنك به خانه نيامده بود.حسنك مدت هاي زيادي است كه به خانه نمي آيد.او به شهر رفته و در آنجا شلوار جين و تي شرت هاي تنگ به تن مي كند.او هر روز صبح به جاي غذا دادن به حيوانات جلوي آينه به موهاي خود ژل مي زند.
موهاي حسنك ديگر مثل پشم گوسفند نيست چون او به موهاي خود گلت مي زند.
ديروز كه حسنك با كبري چت مي كرد .كبري گفت تصميم بزرگي گرفته است.كبري تصميم داشت حسنك را رها كند و ديگر با او چت نكند چون او با پتروس چت مي كرد.پتروس هميشه پاي كامپيوترش نشسته بود و چت مي كرد.پتروس ديد كه سد سوراخ شده اما انگشت او درد مي كرد چون زياد چت كرده بود.او نمي دانست كه سد تا چند لحظه ي ديگر مي شكند.پتروس در حال چت كردن غرق شد.
براي مراسم دفن او كبري تصميم گرفت با قطار به آن سرزمين برود اما كوه روي ريل ريزش كرده بود .ريزعلي ديد كه كوه ريزش كرده اما حوصله نداشت .ريزعلي سردش بود و دلش نمي خواست لباسش را در آورد .ريزعلي چراغ قوه داشت اما حوصله درد سر نداشت.قطار به سنگ ها برخورد كرد و منفجر شد .كبري و مسافران قطار مردند.
اما ريزعلي بدون توجه به خانه رفت.خانه مثل هميشه سوت و كور بود .الان چند سالي است كه كوكب خانم همسر ريزعلي مهمان ناخوانده ندارد او حتي مهمان خوانده هم ندارد.او حوصله ي مهمان ندارد.او پول ندارد تا شكم مهمان ها را سير كند.
او در خانه تخم مرغ و پنير دارد اما گوشت ندارد
او كلاس بالايي دارد او فاميل هاي پولدار دارد.
او آخرين بار كه گوشت قرمز خريد چوپان دروغگو به او گوشت خر فروخت .اما او از چوپان دروغگو گله ندارد چون دنياي ما خيلي چوپان دروغگو دارد به همين دليل است كه ديكر در كتاب هاي دبستان آن داستان هاي قشنگ وجود ندارد.

نوشته شده توسط علیرضا صادقی  | لینک ثابت |

ایت الله بهجت سه شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1388 11:12

    ارتحال آیت الله بهجت مرجع بزرگ عالیقدر را به تمام مردم و مقلدین ایشان تسلیت میگم. رحلت این بزرگ مرد که بر خلاف بعضی از ایات عظام آلوده سیاست نشد خلاء بزرگی در کشور می باشد.

      

روحش شاد و قرین رحمت بی منتهای الهی. آمین

نوشته شده توسط علیرضا صادقی  | لینک ثابت |

مشغولیت پنجشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1388 14:3

   راستش فکرم خیلی مشغوله و خیلی نمیتونم بیام تو وب ولی حداقل روزی یه بارو سر میزنم. صبح که از خونه میام بیرون تا برسم خونه ساعت ده و یازده شب شده و حسابی خسته و کوفته شدم.

    تو انتخابات هم از آقای میر حسین موسوی حمایت میکنیم.شرایط کشور ما طوری شده که دیگه نباید فشار از این بیشتر روش باشه. مردم دارن داغون میشن.اقتصاد داره فلج میشه. صادرات کاهش پیدا کرده.هیچ کشوری بجز ونزوئلا، بولیوی،سودان و چاد تحویلمون نمیگیره. حتی کشورهای عربی دارن بر ضد ما با اسرائیل متحد میشن و من متحیرم چرا ما به خاطر اعراب سنگ دشمنی با اسرائیل را به سینه میزنیم.

    به هر حال قصد سیاسی نویس ندارم یه دفعه پیش اومد. ولی امیدوارم با یه انتخاب خوب از طرف مردم معنای کلمه ایرانی در بین مردم دنیا تغییر پیدا کنه.


نوشته شده توسط علیرضا صادقی  | لینک ثابت |

اخبار 20:30 در 50 سال آینده دوشنبه هفدهم فروردین 1388 11:20

 

 قيمت هر سكه طلا امروز در بازار با ۶۰ ميليون تومان كاهش به يك ميليارد و چهل ميليون تومان رسيد.

* ايران خودرو: هفتاد و نهمين مدل پژو با نام پژو XD-870-PL Q آماده عرضه به بازار است كه نسبت به مدل قبلي تحول زيادي داشته. طول آنتن آن ۱۰ سانتي متر افزايش داشته چراغ ترمز آن هم پررنگتر شده و فقط ۴۵ ميليون تومان گران تر است.whistling

* براي اولين بار ايران به دور دوم مسابقات جام جهاني راه يافت. علي دايي: هلوز قثد ندالم كه از دنياي فوتبال خداحافثي كنم و شلايط خوبي بل تيم ملي حاكم اثت …… به قولي……:301:

* دولت موفق شد نرخ تورم را كاهش داده و آنرا از ۶۳% به ۶۲/۵% برساند.:32:

* يكصد و شصت و سومين قطعنامه شوراي امنيت در مورد فعاليتهاي هسته اي ايران به تصويب رسيد. در عين حال رئيس آژانس هسته اي اعلام كرد عليرغم هشتصد و سي و دومين گزارش ايران در مورد فعاليتهاي هسته اي هنوز ابهاماتي در اين زمينه وجود دارد كه اميدواريم به زودي بر طرف شود.not worthy

* به علت اتمام ذخاير نفت و گاز دولت در اطلاعيه اي از مردم عزيز ايران خواست امسال در مصرف ذغال جداً صرفه جويي نمايند.

* يكي از نمايندگان مجلس خواهان كاهش سن ازدواج شد. وي گفت دولت با تدابير صحيح و اصولي سعي دارد متوسط سن ازدواج دختران را از ۵۰ سال به ۴۵ سال كاهش دهد. همچنين وي گفت در نظام طبيعت اصولا مرد نيز مانند زن حق مشاركت در فعاليت
هاي اجتماعي و سياسي را دارد.:girl_sigh:

* نيروي انتظامي كرج چند سارق را كه به سرقت ديش هاي ماهواره مردم اقدام مي كردند دستگير كرد و ديش هاي مسروقه را به صاحبانشان بر گرداند.:7:

* شوراي نگهبان ۲۹۹۹ نفر از ۳۰۰۰ كانديداهاي اصلاح طلب نمايندگي مجلس را رد صلاحيت كرد.

* به علت برخي مشكلات و نواقيص، چشم انداز ۲۰ ساله باز هم تمديد شد.

* قيمت هر كيلو مرغ به هفت ميليون تومان رسيد. جالب است بدانيد در ۵۰ سال قبل مردم با هفت ميليون مي توانستند يك اتومبيل بخرند.:50:

* روئساي جمهوري اسلامي انگليس و جمهوري اسلامي آلمان از عمل نشدن و عدم اجراي صحيح اسلام در ايران ابراز نگراني كردند.:117:


* ۷۰ درصد مردم زير خط فقر زندگي ميكنند اين در حاليست كه اين آمار نسبت به سال قبل كاهش خوبي را نشان مي دهد.

* از اين به بعد صدا و سيما براي انتخاب مجريان زن، مسابقه ملكه زيبايي برگزار مي كند.:32:

* نيروگاه اتمي بوشهر به زودي به بهره بر داري مي رسد.

* مديرعامل سايپا: با تكيه به دانش بومي تانك و تراكتور پرايد را طراحي كرديم.peace sign

* شركت ايرباس، طي شكايتي به سازمان ملل خواستار آزاد سازي هواپيماهايش از دست ايران شد و خاطر نشان كرد كه اين هواپيماها ۷۰ سال پيش از رده خارج شده اند.I don't want to see

 

نوشته شده توسط علیرضا صادقی  | لینک ثابت |

عید شنبه پانزدهم فروردین 1388 13:34
  

    عید همتون مبارک

نوشته شده توسط علیرضا صادقی  | لینک ثابت |

من اگررهبر یا رئیس جمهور بودم پنجشنبه بیست و دوم اسفند 1387 12:34
 

    اگر من رئیس جمهور بودم هر حرفی که می زدم یا اگر تو وبلاگم می نوشتم تیتر اول همه چیز می شد. و خیلی مسائل رو تحت تاثیر خودش قرار می داد. حتی اگر حرفام شکمی بود و باعث فشار به مردم میشد.

    اما الان که رئیس جمهور نیستم هر چی بگم حتی اگر خوبم باشه پشیزی نمی ارزه. پیش خودتون تجسم کنید که رهبر ایران هستید و یه صحبتی قراره بکنید. بعد از جلسه و صحبتهایتان تمام نهادها و ارگانها پیام میدند که صحبتهای شما بسیار راهگشا و روشنگر بوده و حمایتهای کامل خود را بیان می کنند. و تمام روزنامه ها تمجید می کنند. ولی همون حرفها رو در حالت عادی خودمون که پستی نداریم بگیم نه اینکه بهمون محل نمیزارن که حتی یه جوریم بهمون نگاه میکنند.

این نشات گرفته از کجاست؟

ما واقعا به معنی و واقعیت و نفس صحبتها توجه می کنیم یا به پست و مقام گوینده آنها.

    اگر این مسئله برای ما تبیین بشه بسیاری از مشکلات کشور درست میشه. دیگه کسی پاچه خواری نمی کنه. دیگه کسی به ظاهر حرفها توجه نمی کنه.همه به معنی حرفها گوش می دن و اون رو حلاجی میکنن.

یه روز خبرنگار رویترز ازم پرسید دوست داری رئیس جمهور بشین. گفتم نه. گفت اگر رئیس جمهور بودی چکار می کردی. گفتم مطمئنم که این روال رو ادامه نمی دادم.

اون روز چرا خبرنگارا ازم سوال می کردن؟

نوشته شده توسط علیرضا صادقی  | لینک ثابت |