ما کجاییم اینجا کجاست ( ۳)
تا حالا از صبح تا شب دقت کردید ما ایرانی ها راجع به چه موضوع هایی صحبت می کنیم؟
یا اصلا برای چه کارهایی بیشتر وقت میذاریم ؟
نمی دونم کجا زندگی می کنید و کدوم شهر ایران هستید . اما شده مثلا ندونید که همسایه های دور و بر خودتون چه کسایی هستن؟ و چی کار می کنن؟
اصلا بذارید سوالها رو تموم کنم و بعضی از موضوعاتی رو بگم که سوالهاشو شما خودتون بهتر میدونید.
دایی بابای من تو آژانس کار می کنه . دو ماه پیش یه تصادف کرد.البته اون مقصر نبود . ماشین بیوک مدل 64 سرعت بالایی داشت از پشت زده بود پژو 405 دایی بابای منو هاچ بک کرده بود . بنده خدا راننده بیوک که مقصر بود اساسی مشکل داشت . پسرش تو بیمارستان حالش بد بود, بنده خدا پسرش سرطان خون داشت .داروهای گرونی هم مصرف می کرد. می رفته بهش سر بزنه که این اتفاق افتاده. خلاصه این تصادف دو میلیون و هفتصد و شصت هزار تومان هزینه رو دست دایی بابای من گذاشت. می گفت که صافکار نقاش زیاد پول گرفته و گفته که رنگ نقره ای سخت در میاد و حتما برای خوب در اومدنش باید نوع ایتالیایی استفاده کرد. اونم که نقاش با بدبختی رفته بود از شوش گیر آورده بود . حوالی کوچه حاج سعید بور بور پایین تر از میدون شوش وسطای کوچه یه انبار رنگ برای یکی از این خر پول های تهران که........
بگذریم . مطلب بعدی که شما خودتون بهتر خواهید فهمید بهتون میگم.
همسایه پایینی ما وضعش توپ, نه بابا توپ که یه ذرشه . یه مغازه سوپر مارکت داره که از اون یه آپارتمان 4 طبقه 8 واحدی که هر واحدش 67 متر ساخته. که متری 1200000 هم سال پیش فروخت . از همون مغازه یه سوله 2 هزار متری تو شهریار خرید که الان انبار کرده و اجاره میده . یه باغ داره که توش گیلاس و آلبالو کاشته . کلی محصول میاره . پسرش هم سربازی نرفته . عقد کرده . بنده خدا 900 تا سکه بهار آزادی زمانی که سکه 220 تومان بود مهر کرد . خیلی کارش درسته . حالا این که چیزی نیست داداش همسایه پایینی ما حسن آقا رو بگم................
فکر می کنم که دیگه کم کم دارید متوجه میشید که از کدوم در می خوام صحبت کنم. بله
اگه بگم ذهن جستجوگر ایرانی ها کم گفتم. اگه بگم فضولی ما ایرانی ها گزافه گفتم.
اگه بگم همه ی ایرانی ها تو همه ی امور متخصص هستند دروغ گفتم.
اگه بگم از رو دلسوزی و حس انسان دوستی خیلی موارد رو خاطرنشان می کنن و پی گیر هستن , می بینم که نه خیلی وقتها همه جوره می کوبن تا چیزی ازش نمونه.
اگه بگم همه آمار خوندن و ذاتشون و علاقشون آماره جک گفتم.
اگه بگم بیکارن نه کار دارن اما عادت کردن.
اگه بگم..........بذار نگم.
هر چی فکر کردم دیدم فقط میشه یه نتیجه گرفت , فقط میشه دور یه اصل این چیزارو پیدا کرد . اونم اهمیت نداشتن زمان برای خیلی از ما ایرانی ها ست. که ریشه اش شاید بی کاری خیلی از ماست. یا هدف نداشتن تو زندگی و یا شاید هم گم کردن نخ اصلی زندگیه.
فکرش رو بکنین با هوش ترین آدمهای روی کره زمین که ما ایرانی ها باشیم چقدر روزانه داریم فسفر می سوزونیم تا اطلاعاتی رو بدست بیاریم و یا به دیگران منتقل کنیم که قابلیت طبقه بندی ندارن و حتی جایگاهی برای جادادن اونها که بعدا ازش استفاده کنیم ندارن.
کسایی که دارید این متن رو می خونید. ناراحت نشیم .خدا وکیلی ماها و دور و برمون چقدر روزانه وقت برای این کارها میذاریم.
صبح که بلند می شیم از خواب درباره کلیه مسائل اقتصادی , فرهنگی , ورزشی , آموزشی, خصوصا سیاسی و...........اظهار نظر و بعضا اعمال نظر می کنیم .مثل یه رئیس جمهور .آخر روز هم دغدغه و اعصابمون بخاطر خیلی از این موارد خورده و آرامش نداریم. چرا که خیلی هاش دست ما نیست.
اما حالا می خوام از اینجا یعنی ژاپن براتون بگم.
اینجا ژاپنی ها وارد اطلاعات جزیی افراد نمیشن , اظهار نظر نمیکنن , چه برسه بخوان ابتکار عمل رو بدست بگیرن و کارشناسی کنن.
تا حالا اینجا ندیدم که آدما تو همه ی زمینه ها متخصص باشن.
من تو ژاپن ندیدم که آدما کنکاش کنن تو چیزهایی که هیچ ارتباطی به اونا نداره.
من تو ژاپن ندیدم که آدما دنبال اشتباه همدیگه باشن . اگر هم کسی اینجا اشتباه می کرد که به ندرت اتفاق می افته بی هیچ منتی اونو جبران می کردن. عذر خواهی می کرد.
من تو ژاپن دیدم هر کسی کار خودشو انجام میده و مسئول کار خودشه.
من تو ژاپن دیدم کار باید در کمترین زمان ممکن و به بهترین شکل ممکن انجام بشه.
من تو ژاپن دیدم همه چیز از یه قانون کلی تبعیت میکنه و اون احترام متقابله که منطبق بر خطوط تحت اختیار فرد و یا جامعه است.
من تو ژاپن دیدم که چطور میتونه آدم با درست و منضبط فکر کردن , درست عمل کنه و با درست عمل کردن درست درس بده و با درست درس دادن فرهنگ درستی رو بعنوان فرهنگ جامعه ببار بیاره . و نهایتا در آرامش جامعه تاثیر بسزایی داشته باشه.
حسینی/ ایشیکاوا/ 10/2/87
موضوع مطلب بعدی 2 هفته به دنبال زباله
+ نوشته شده توسط علیرضا در سه شنبه هجدهم تیر 1387 و ساعت
11:15 |