اگر من رئیس جمهور بودم هر حرفی که می زدم یا اگر تو وبلاگم می نوشتم تیتر اول همه چیز می شد. و خیلی مسائل رو تحت تاثیر خودش قرار می داد. حتی اگر حرفام شکمی بود و باعث فشار به مردم میشد.
اما الان که رئیس جمهور نیستم هر چی بگم حتی اگر خوبم باشه پشیزی نمی ارزه. پیش خودتون تجسم کنید که رهبر ایران هستید و یه صحبتی قراره بکنید. بعد از جلسه و صحبتهایتان تمام نهادها و ارگانها پیام میدند که صحبتهای شما بسیار راهگشا و روشنگر بوده و حمایتهای کامل خود را بیان می کنند. و تمام روزنامه ها تمجید می کنند. ولی همون حرفها رو در حالت عادی خودمون که پستی نداریم بگیم نه اینکه بهمون محل نمیزارن که حتی یه جوریم بهمون نگاه میکنند.
این نشات گرفته از کجاست؟
ما واقعا به معنی و واقعیت و نفس صحبتها توجه می کنیم یا به پست و مقام گوینده آنها.
اگر این مسئله برای ما تبیین بشه بسیاری از مشکلات کشور درست میشه. دیگه کسی پاچه خواری نمی کنه. دیگه کسی به ظاهر حرفها توجه نمی کنه.همه به معنی حرفها گوش می دن و اون رو حلاجی میکنن.
یه روز خبرنگار رویترز ازم پرسید دوست داری رئیس جمهور بشین. گفتم نه. گفت اگر رئیس جمهور بودی چکار می کردی. گفتم مطمئنم که این روال رو ادامه نمی دادم.
اون روز چرا خبرنگارا ازم سوال می کردن؟

