تبليغاتX
باران
 

    اگر من رئیس جمهور بودم هر حرفی که می زدم یا اگر تو وبلاگم می نوشتم تیتر اول همه چیز می شد. و خیلی مسائل رو تحت تاثیر خودش قرار می داد. حتی اگر حرفام شکمی بود و باعث فشار به مردم میشد.

    اما الان که رئیس جمهور نیستم هر چی بگم حتی اگر خوبم باشه پشیزی نمی ارزه. پیش خودتون تجسم کنید که رهبر ایران هستید و یه صحبتی قراره بکنید. بعد از جلسه و صحبتهایتان تمام نهادها و ارگانها پیام میدند که صحبتهای شما بسیار راهگشا و روشنگر بوده و حمایتهای کامل خود را بیان می کنند. و تمام روزنامه ها تمجید می کنند. ولی همون حرفها رو در حالت عادی خودمون که پستی نداریم بگیم نه اینکه بهمون محل نمیزارن که حتی یه جوریم بهمون نگاه میکنند.

این نشات گرفته از کجاست؟

ما واقعا به معنی و واقعیت و نفس صحبتها توجه می کنیم یا به پست و مقام گوینده آنها.

    اگر این مسئله برای ما تبیین بشه بسیاری از مشکلات کشور درست میشه. دیگه کسی پاچه خواری نمی کنه. دیگه کسی به ظاهر حرفها توجه نمی کنه.همه به معنی حرفها گوش می دن و اون رو حلاجی میکنن.

یه روز خبرنگار رویترز ازم پرسید دوست داری رئیس جمهور بشین. گفتم نه. گفت اگر رئیس جمهور بودی چکار می کردی. گفتم مطمئنم که این روال رو ادامه نمی دادم.

اون روز چرا خبرنگارا ازم سوال می کردن؟

+ نوشته شده توسط علیرضا صادقی در پنجشنبه بیست و دوم اسفند 1387 و ساعت 12:34 |
 

    شاید آهنگ نقاب سیاوش قمیشی رو شنیده باشید. همونی که وقتی صبحا از خواب پامیشیم نقاب به صورت می زنیم.

شما صبحا که از خواب پا میشید چه نقابی به صورتتون می زنید؟

+ نوشته شده توسط علیرضا صادقی در سه شنبه سیزدهم اسفند 1387 و ساعت 16:38 |

 

   امروز صبح که سوار تاکسی شدم تا بیام سرکارم.دیدم راننده تاکسی داره میخنده و یه چیزی می خونه.بعد به طوری که همه مسافرا بشنون گفت:عجب چیز جالبی پشت این ماشینه نوشته.نوشته دشمنانم به فریادم برسید،رفیقان آمدند.پشت سر هم می گفت عجب چیز قشنگی نوشته. تا حالا همچین چیزی نخونده بودم.

هنوزم تو فکر این جمله هستم.

+ نوشته شده توسط علیرضا صادقی در دوشنبه دوازدهم اسفند 1387 و ساعت 12:53 |
خب امیدوارم من (مرغ آفتاب سابق) بهتر شناخته باشین.

فکر کنم توضیحاتم کامل بوده که سوالی باقی نمونده. این یعنی روابط عمومی موفق.

تنها آوا خانم سوال کرده بودند در مورد کارم و اینکه بیشتر توضیح بدم. که اونم به چشم.

من مسئول یه مرکز فرهنگی هستم.فرهنگسرا.

از کارم راضی هستم. و سعی تلاش میکنم این جو بد یا بهتر بگم این فرهنگ بد بی خیالی که داره بسوی بی هویتی میره را در حد توانم تغییر بدم.

اگر دوستان برنامه یا طرحی دارن حتما استقبال میکنم.

سوالم اینه

پس چه باید کرد ای اقوام شرق؟

+ نوشته شده توسط علیرضا صادقی در یکشنبه یازدهم اسفند 1387 و ساعت 17:43 |