بعضی وقتها که خیلی میرم تو فکر یکی از همکارام که میبینه تو فکرم سه تارش رو میاره میگه بیا با هم بزنیم. میگه حوصله م نمیشه تنهایی بزنم بیا با هم بزنیم.
خلاصه از فکر وخیال میارم بیرون.
تو نت بودم و چشمم به صفحه مانیتور و فکرم یه جاهای دور داشت می پرید. دیدم با سه تار اومد تو و گفت حالشو داری. دیدم نامردیه اگه بهش بگم نه. گفتم بیا تو. یه خرده ای صدای ساز و در آوردیم. بعد که دید از فکر اومدم بیرون گفت:شما بزن من کار دارم میرم.
تقریبا این کار هفته ای چند بار تکرار میشه. بهم گفته من هفته ای چند بار میام پیشت مخصوصا وقتهایی که خیلی تو فکری.
می خواستم چی بگم چی شد. بگذریم.
دیشب یه جایی دعوت شده بودیم اولش فکر کردم مهمونیه. بعد دیدم آخوند و از اینجور چیزا اومد تو و بعد میکروفن و .... .
آخونده که رفت برای صحبت و گفت امشب شب شهادت امام جواد (ع) هست و... . به بغل دستیم که یه پسر شیطونی بود گفتم: ازش بپرس امام جواد چه جوری شهید شد. اگر بهت گفت با سم. بگو چه جوری با سم شهید شد.
گفت چرا. گفتم نه تو تلویزیون و نه تو روزنامه ها و نه تو کتابها و نه رو منبرها نوع شهادت حضرت جواد رو نمیگن. تو هر جور که خواست نگه نزار و بگو باید بگی چه جوری.
گفت باشه. حاجی که داشت صحبت میکرد و گفت امام در اتاق به خودش میپیچید. این پسره شیطون گفت حاج آقا برای چی حضرت به خودش میپیچید. گفت سم به حضرت داده بودن. گفت چه جوری مثل امام رضا سم رو خورده بود. گفت پسرم دوتا روایت وجود داره یکی میگه به دست وزیرخلیفه و یکی میگه به دست همسرش. گفت یعنی ریختن تو غذاش. گفت بله ریختن تو غذاش.
اینم پرو پرو برگشت گفت: حاج آقا فکر کنم یه جوره دیگه شهید شده و شما دارین یه چیزی و نمیگین. صاحب خونه قرمز قرمز شده بود.حاج آقا هم کفری شده بود که بابای پسره گفت: به تو چه حضرت چه جوری شهید شده. سم خورده شهید شده دیگه. از خنده روده بر شده بودیم. بهش گفتم بسه. دیگه نمی خواد پیگیری کنی.
گفت غلط کرده حالا که جلوی همه بهم توپیدن باید بگه چه جوری امام شهید شده. خلاصه بهش گفتم امام چه جوری شهید شده. گفت بعد از اینکه مجلس تموم بشه یه حالی ازش میگیرم که یادش بمونه.
خلاصه دیشب بساط خنده ای به پا بود. اگه میدونستم اینقدر این پسره شر و شیطونه عمرا بهش نمی گفتم از آخونده سوال کنه.
شما چی میدونین حضرت چه جوری شهید شد؟







